گذشته!!
سلام دوستان،، چیزی نمی نویسم فقط نگاه کنید و گذشته را هر چند کوتاه در قاب چند تصویر به تماشا بنشینید و اگر تمایل داشتید به بزرگترها هم نشان بدهید و نظرشان را بپرسید و برایم بنویسید.......!!! 🌺🌺🌺🌺((سپاس))🌺🌺🌺
















یادش به خیر به مادرم که نشان دادم چشمانش پر از اشک شد!!😢😢😢
کوکب خانم
کوکب خانم زن پاکیزه و با سلیقه ای است. سطل شیر را همیشه در جای خنک نگاه می دارد. روی سطل همیشه پارچه می اندازد تا گرد و خاک بر آن ننشیند و پاکیزه بماند.
کوکب خانم هر روز از شیر گاو چیزی درست میکند. گاهی از آن مایه پنیر می زند و پنیر درست می کند. گاهی مایه ماست می زند و ماست می بندد و از ماست کره می گیرد.
روزی عدّه ای از ده دیگر سر زده به خانه ی آتها آمدند. کوکب خانم با تخم مرغ تازه و روغن نیمرو درست کرد. نان و کره و ماست و پنیر هم سر سفره گذاشت. همه از مهمان نوازی و سلیقه ی کوکب خانم تعریف کردند. عبّاس می خورد و می گفت: من که از خوردن این نان و کره و نیمرو سیر نمی شوم. چه غذاهای خوشمزه ای! خداراشکر می کنم که این همه نعمت های خوب آفریده است.

